تبليغاتX
دست نوشته های یک دختر - اولین وزش
دانه های خاکستری باران انگار ناودان های قدیس سیمای کلیسای نوتردام پاریس اند با فریاد وامصیبتا
او وزیدن را از نسیم اموخته بود

و نسیم وار بر خاطراتم وزید. و غبار را....................نمی دانم. شاید زدود یا نشاند بر انان

و رفت.

ولی او نمی دانست همیشه اولین وزش به یاد می ماند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 22:39  توسط بهار . تبسم |