![]() |
![]() |
|
| دانه های خاکستری باران انگار ناودان های قدیس سیمای کلیسای نوتردام پاریس اند با فریاد وامصیبتا |
|
خدای خوبم سلام منم بهار . می شناسی؟ . خدایی که صاحب رز و پونه و یاسی
ماهایی که روز و شب تو دنیای ماشینیم . ماهایی که نمی خوایم قبول کنیم همینیم وقتی که اسمونت مثل زغال سیاه شد . وقتی که روشنایی فقط فانوس ماه شد وقتی که تنها شدیم تو ظلمت و سیاهی . می گیم خدایا تو که صاحب شب و ماهی نذار ما هم غرق بشیم تو سراب پول و ثروت . نذار یادمون بره بزرگی و با عظمت به بدا هم کمک کن به کسایی مثل من . نذار که اشتباهی یه راه دیگه برن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 12:46 توسط بهار . تبسم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|