تبليغاتX
دست نوشته های یک دختر - محمد (ص)
دانه های خاکستری باران انگار ناودان های قدیس سیمای کلیسای نوتردام پاریس اند با فریاد وامصیبتا

اینم یه شعر قشنگ به مناسب مبعث . در ضمن این کامپیوتر جدیده کلیداش ترجمه نداره ببینید من به چه زحمتی اینارو نوشتم

محمد پاکی هر دو جهان بود   ندای حق ز سوی آسمان بود

محمد روشنی در ظلمت شب   محمد آب بود در آتش و تب

کلید فوز و رحمت سینه ی او   همه لطف خدا گنجینه ی او

پیمبر با ملائک هم نشین بود   محمد بود ختم المرسلین بود

غنیمت اندر این دنیای فانی   سرشتی پاک روحی آسمانی

تمام دردمندان را دوا بود   محمد راه حق را رهنما بود

چراغی بود نورش نور حق بود   شب یلدای ما را او فلق بود

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 3:33  توسط بهار . تبسم |