![]() |
![]() |
|
| دانه های خاکستری باران انگار ناودان های قدیس سیمای کلیسای نوتردام پاریس اند با فریاد وامصیبتا |
|
و اینک همان روز موعود است . همان واپسین لحظه های حیات . که دیگر حباب زندگانی ماهیان به سطح نیلگون نمی رسد. و پنجره ها دیگر برایم روزنه ای به عمق وجودت نمی گشایدو و دست هایم همچون ژاله های نخستین روزهای زمستانی سردند و چشم هایم(ان اهوان رمیده) گرداگرد هستی زا به دنبالت سیر می کنند. و اینک همان روز موعود است. ولیکن اتش رستاخیزی نیست که دست هایم را گرم کند و تنم را که نوازش دستهایت را تمنا می کند بسوزاند. و این رستاخیز بی اتش و بی عذاب چه سرد است و در این رستاخیز مسیح باز مصلوب و در این رستاخیز مریم باز باکره. و روح القدس انان را در اغوش می گیرئ و تمامی بندگان پاکدامنش را.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 0:42 توسط بهار . تبسم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|