![]() |
![]() |
|
| دانه های خاکستری باران انگار ناودان های قدیس سیمای کلیسای نوتردام پاریس اند با فریاد وامصیبتا |
|
خداحافظ دیگه بسه نذار باز عاشقت باشم . دوباره طوفان به پا کردی نخواه که قایقت باشم
خداحافظ دم اخر نگو قلبم پیشت مونده . نگو اسم منو با تو یکی تو اسمون خونده خداحافظ برو لطفا بذار تنها باشم یکدم . نگو عشقم تویی تنها تویی یار و تویی یاور خداحافظ فقط زودتر دلم می خواد نباشی تو . دلم می خواد بسازم باز از اون اول یه عشق نو خداحافظ نگو بازم دلم می خواد باهات باشم . نمی خوام وقتی می خندی صدای خنده هات باشم خداحافظ خداحافظ دیگه نیستم باهات هرگز .تموم شد قصه ی عشقم خداحافظ خداحافظ
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 0:34 توسط بهار . تبسم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|